|
روایت کرده اند: سلیمان از سخن او لبخندی زد و آن دو را خواند و به نر گفت: گفت: ای پیامبر خدا!نه اما مرد٬ گاه٬شخصیت خویش را در چشم زن آراید و آن را نزد همسر خویش بزرگ جلوه دهد و عاشق را نکوهش نشاید. پس سلیمان٬ماده را گفت: گفت:ای پیامبر خدا! به زبان می گوید٬اما عاشق نیست.او دعوی عشق دارد و حال آن که ٬ با من٬دیگری را نیز دوست دارد. سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و به سختی گریست و چهل روز خویش را از مردم پنهان داشت و خدا را می خواند که دل او را برای محبت خویش خالی کرده و از آمیختن با دوستی دیگری بازدارد. کشکول شیخ بهائی ص ۱۸۴
+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 16:22  توسط صادق و خواهری
|
|
|