تبليغاتX
تدبر در قرآن
سوختم زآتش هجران تو ای یار بیا

تا نکشته است مرا طعنه اغیار بیا

من همه عمر تو را جسته و نایافته ام

تو عنایت کن و یک لحظه به دیدار بیا

من که از کوی طبیبم نگرفتم خبری

تو که دانی چه گذشته است به بیمار بیا

جان به تنگ آمده بس در قفس کهنه بتن

بهر آزادی این مرغ گرفتار بیا

همه جا گشتم دستم بوصالت نرسید

تو بنه پای بچشم من و یک بار بیا

یوسف فاطمه عالم همه مشتاق تو اند

رخ برافروز دمی بر سر بازار بیا

با وجودی که همه مست تماشای تواند

لحظه ای را بتماشای من زار بیا

چه شود جلوه دهی خانه تاریک مرا

روز من شب شده اینک بشب تار بیا

خواب را راه  ندادم به حرمخانه چشم

ز انتظارم مکش ای دولت بیدار بیا

در فراقت نه همین سوختم از اول عمرم

تا دم مرگ همین است مرا کار بیا

سخن آخر میثم سخن اول اوست

سوختم زآتش هجران تو ای یار بیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 22:57  توسط صادق و خواهری  | 

وقتی دلت بگیره چکار می کنی؟ وقتی منتظر یه کسی باشی و نیاد چکار می کنی؟ وقتی بی قرار باشی تا از کسی که منتظرشی خبری برات برسه چکار می کنی؟

چکار کنم دلم گرفته! منتظرم ! بی قرارم! خبری ازش ندارم !

تو بگو چکار کنم؟! کجا برم؟! به کی پناه ببرم؟! با کی درد و دل کنم؟!

یعنی میاد؟!یعنی خبری ازش میاد؟!

ای خدا کاش دلم برای آقام اینجوری می گرفت؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 21:53  توسط صادق و خواهری  | 
 

                  

                       تقدیم به شما عاشقان اهل بیت علیهم السلام

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 9:31  توسط صادق و خواهری  | 

(فصل دوم)

«حربن يزيد رياحي»

مقدمه:

هدف از بررسي تفصيلي خصوصيات و حالات سحره قبل و بعد از تحول،‌ جستجو و كشف ويژگيهايي است كه در ارتكاب گناه و توبه مؤثر هستند. لذا به عنوان يك قائده مي‌گوييم:

«مصاديق عيني تائب در قرآن چنين ويژگيهايي را دارا هستند، افراد ديگري كه به عنوان تائب مطرح مي‌گردند و تحول آنها شگفتي در ما ايجاد مي‌كند كه «چه بودند و چه شدند» مي‌بايست شمه‌اي از اين ويژگيها در آنها وجود داشته باشد تا توفيق چنين توبه وچنان نتايجي پس از تحول را پيدا كنند.»

بنابراين براي بررسي توبه «حربن يزيد رياحي» شايد فصل اول اين كتاب كافي مي‌بود و نيازي بيان سرگذشت «حر»‌ نبود كه مطمئنا «حربن يزيد رياحي»‌ از اين قانون مستثني نخواهد بود.

اما، از آنجايي كه سرگذشت حر شباهت فرواني با سحره دارد، بي‌تأثير نيست اگر لحظاتي بدان بپردازيم و البته تنها سرگذشت او را مطرح مي‌كنيم و كشف خصوصيات را به عهدة خوانندة محترم خواهيم گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 23:29  توسط صادق و خواهری  | 

نتيجه‌گيري

مقدمه:

خواص: هر فردي كه در گروهي تأثيرگذار، صاحب نفوذ و توان هدايت داشته باشد.

عوام: كساني كه مقلد و پيرو هستند و تقريبا از خود اراده‌اي ندارند.

گناه و جرم مد نظر: طغيان و عدم تسليم در برابر حق.

سحره: از عوام مردم هستند كه در مقام رويارويي و مقابله با موسي، جزء خواص قرار گرفتند زيرا كه پيروزي يا شكست آنها تأثير بسزايي در هدايت و ضلالت عوام مي‌گذارد.

عواملی که منجر به گناه سحره گردید:(به ادامه مطلب مراجعه کنید) 

حتما به فصل دوم که مربوط به

حر ریاحی است در پست آینده

توجه بفرمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 22:40  توسط صادق و خواهری  | 

«ساحران بعد از تحول»

19 ـ امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند:

«ان اقرب ما يكون العبد من الرب عزوجل و هو ساجدك» (كافي، ج2، ص483)

«نزديكترين حالت بنده به خدا وقتي است كه در حال سجده باشد و گريه كند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 0:18  توسط صادق و خواهری  | 

بخش دوم:

كند و كاوي در آيات

1ـ در جاي، جاي قرآن، براهين، استدلالات و دلايل انبياء به عنوان «آيات بينات»‌ و سلطان بين، معرفي مي‌گردند همانطور كه در آية 26 سورة‌ قصص اشاره مي‌فرمايد: (فلما جاءهم موسي بأياتنا بينات ) بكار بردن اين اصطلاحات بيانگر آن است كه انبياء برخلاف ديگر مدعيان هدايت و رسالت كه قبل از اثبات ادعاي خود، مي‌بايست صلاحيت خويش را تثبيت بنمايند، به واسطة دلايل آشكار كه دل هر بيننده و بينش هر تفكر كننده‌اي را به حركت وامي‌دارد و به كمك سلطان بين يعني برهانهاي مسلط كه دهان هر مدعي مغرور و متكبر را خواهد بست، به راحتي در مسير تبليغ ديني الهي گام برمي‌دارند و قلوب كثيري از مردم را به خود جذب مي‌نمايند، لذا اگر مشاهده مي‌شود عده‌اي با وجود دلايل مذكور، طغيان مي‌كنند و پا را از گليم خود فراتر گذاشته تسليم حق و حقيقت نمي‌گردند، مي‌بايست به دنبال علت در وجود خود آنها گشت و الا اصل اوليه كه مطابق قانون قطرت است، تسليم عاشقانه در برابر حق است كه البته گاهي علت طغيان عده‌اي، طغيان امام و رهبر آنها و تبليغات دروغين و تضعيف مالي و جاني است كه ان‌شاء‌الله به هر دو نوع اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 23:31  توسط صادق و خواهری  | 

مقدمه:

الف. ضرورت رجوع به قرآن در مسائل مختلف بعنوان اولين و مهمترين منبع:

 

1- «و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيي» (89 نخل)

(و بتدريج بر تو كتاب را فرو فرستاديم در حاليكه بيانگر هر چيزي است).

 

قرآن كريم كتاب هدايت انسان است. « ... هدي للناس» هدايت مراحل متعددي دارد و هر مرحله فروعات خاص خود و ابزارها و نيازمنديهاي مخصوص بخود را مي‌طلبد. اگر بنا باشد كسي مدعي هدايت انسان باشد علاوه بر اينكه لازم است احاطه كامل بر خصوصيات جسمي و روحي او داشته باشد، بايد در هر مطلبي كه به هدايت انسان مرتبط است نظر قطعي داشته باشد.

آيه شريفه 89 نحل مطرح مي‌كند كه هيچ مساله‌اي وجود ندارد كه قرآن آنرا فرو گذاشته و نظر خود را در مورد آن بيان نكرده باشد و اين بيانگر وسعت مطالب قرآن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 14:47  توسط صادق و خواهری  | 

نتیجه گیری

1-     از ميان تمامي موجودات انسان بالاترين مقام را داراست و سعادت رسيدن به خلافت الهي را دارد مقامي كه حتي ملائك با آن مقام عظيم  نتوانستند به آن دست پيدا كنند.

2-     انسان براي رسيدن به اين مقام بايد به اسماء الهي متوسل شود.

3-     اسماء الهي نور اهل بيت عصمت و طهارت است.

 

 

«بنابراين اهل بيت عصمت وطهارت خليفه بلافصل خداوند و مظهر تمامي صفات او مي‌باشند و اين ملائك،انبياء،موساي‌كليم،عيساي‌مسيح،ابراهيم‌خليل،نوحِ شيخ الانبياء، و تمام زمين و آسمان هستند كه در كرسي درس امام حسين (ع) زانوي شاگردي به بغل گرفته و خاضعانه درس چگونه رسيدن به قرب الهي را مي‌آموزند.»

 

حال خود بگوئيد آيا لازم است ابتدا، انتها و ميانه هركار و درتمام ثانيه‌هاي زندگي، ذكر شريف

«بسم الله الرحمن الرحيم»

را بكار ببريم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 22:20  توسط صادق و خواهری  | 

فرارسیدن عید سعید قربان بر تمام مسلمانان و پیروان دین حنیف ابراهیمی مبارک باد

۳- اسماء

تا بدين جا مقام عظيم ملائك و مقام رفيع خلافت را دريافتيم.حال سوال اين است كه چرا خداوند ملائك كه حائز آن مقام عظيم هستند را به خلافت نرساند و اصولا چه خصوصيتي بايد يك مخلوق داشته باشد تا بتواند خليفه خداوند با آن ويژگي‌هاي خاص بشود؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 22:10  توسط صادق و خواهری  | 

۲- مقام خلافت

الف-تعريف خلافت:

غالبا اينگونه است،كسي كه نتواند شخصا مسئوليت خود را انجام دهد،معاوني براي خود انتخاب مي‌كند كه در امور او را ياري كند و يا كسي را بعنوان جانشين‌وخليفه خود تعيين مي‌كند و به او اختيارات تام مي‌دهد تا وظايف او را انجام دهد.

اما گاها فرد بتنهائي مي‌تواند وظايف خود را انجام دهد ولي مقام او به حدي بالا است كه ديگران نمي‌توانند مستقيما از او فيض ببرند چرا كه توانائي رسيدن به آن مقام را ندارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 11:44  توسط صادق و خواهری  | 

مقدمه

در مورد اهميت آيه شريفه «بسم الله الرحمن الرحيم» و ضرورت ذكر آن در «ابتدا،انتها و ميانه هر كار»مطالب متعدد و متنوعي در كتب تفسيري، اخلاقي، حديثي و غيره مطرح گرديده است كه كثرت آنها نگارنده را از تذكر مجدد بي‌نياز مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آذر1386ساعت 14:34  توسط صادق و خواهری  |