|
برزخ سومين دوره زندگي انسان ، عالم برزخ است . از زماني كه مرگ انسان را فرا ميگيرد ، برزخ او شروع مي شود . اين برزخ تا هنگام برانگيخته شدن ادامه دارد : " ومن ورائهم برزخ الي يوم يبعثون " سوره مومنون آيه 100 " وپيشاپيش آنان برزخي است تا روزي كه برانگيخته خواهند شد ." مفسران ومتكلمان مسلمان شيعه ، به وجود عالم برزخ اعتراف وبرآن تاكيد كرده اند ، براي نمونه آيت الله جوادي آملي مي فرمايد : برزخ چيزي است كه در ميان دو شي ء حايل شود . از اين رو به جهاني كه بين دنيا وآخرت واقع مي شود ، برزخ اطلاق مي گردد . از ديدگاه قرآن وروايات برزخ وقبر يك چيز است كه گاهي از آن به عالم قبر وگاهي از آن به جهان برزخ ياد مي شود . نام گذاري برزخ عنوان برزخ را قرآن كريم براي آن عالم به كار برده است . برزخ در لغت به معناي حايل ميان دو چيز همانند است . چنان كه قرآن كريم درباره حايل ميان دو دريا ، كه همانند هستند مي فرمايد : " مرج البحرين يلتقيان * بينهما برزخ لا يبغيان " سوره الرحمن آيه 19 و20 " دو دريا ي بهم رسيده را درهم آميخت .ميان آنها برزخي است تا بهم تجاوز نكنند ." زندگي دنيا حیات كنوني ماست وزندگي آخرت ، حيات آينده ما ودوران برزخ حالت مرگي ميان دو حيات است .زيرا چنان كه گفته شد ، عموم مردم به استثناي " مقتولين في سبيل الله " وخاصان ، پس از مرگ در حالت موت به سر مي برنند والبته ادراك واحساس ويژه آن دوران برخوردارند . در حقيقت با روي آوردن مرگ ، ما به خوابي عميق فرو ميرويم وبا زنده شدن در قيامت از خواب برمي خيزيم وبه زندگي خود ادامه مي دهيم وحايل ميان دو حيات را پشت سر مي گذاريم . از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده است كه فرمود : " كما تنامون تموتون وكما تستيقظون تبعثون " " همانگونه كه مي خوابيد ، مي ميريد وهمان گونه كه از خواب برمي خيزيد ،زنده خواهيد شد . همچنين ايشان نقل شده است كه چون از خواب برمي خاست ، مي فرمود : " الحمدلله الذي احياني بعد ما اماتني واليه النشور " " سپاس خداي را كه مرا زنده ساخت پس از آنكه مرا ميراند ورستاخيز به سوي او است ." با توجه به اينكه خواب ومرگ ماهيت يكساني دارند و در آيات وروايات تعابير يكساني براي آن دو بكار رفته است ، مي توان برزخ را به خواب ميان دو بيداري تشبيه كرد همانگونه كه انسان خسته مي شدو وبه خواب مي رود وچون برمي خسزد لحظات پيش از خواب را ه ياد مي آورد وبرنامه زندگي خود را ادامه مي دهد مرگ نيز همين گونه است . امام باقر ( ع) مي فرمايند : "مرگ چيزي جز همين خواب ، كه همه روزه آن را تجربه مي كنيد نيست .تنها تفاوتش اين است كه مرگ طولاني تر است. " کلام وعقاید : دکترسید محسن میرباقری
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 23:0  توسط صادق و خواهری
|
اگر قرار باشد تمام عالم برزخ و قیامت در تردید باشم که تکلیف و عاقبتم چیست و چه سرنوشتی برایم رقم خورده است... یک روز تردید و تحیر در تصمیم گرفتن در مورد یک مساله٬ دیوانه ام کرده است وای به برزخ و قیامت و ...
راستی ندیدم به پست قبلی جواب بدیدا!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 0:30  توسط صادق و خواهری
|
امام صادق علیه السلام:
در نجواهای خداوند متعال با موسی علیه السلام آمده است: ای موسی هرگاه دیدی که فقر روی آورده است بگو:
و هرگاه دیدی که ثروت و توانگری روی آورده است بگو:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
امام علی عله السلام:
حال به نظر شما چگونه بین این دو دسته از احادیث می توان جمع کرد؟
+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 0:5  توسط صادق و خواهری
|
معاد از دیدگاه اقوام و ملل - قسمت اول
مطالعه در تاریخ زندگی اقوام و ملل گذشته و همچنین اقوام وحشی و غیر متمدن کنونی٬ این حقیقت را بخوبی برای ما روشن می کند که بشریت در جمیع اوار زندگی در هر نقطه ای که زیست می کرده و در هر رتبه و مقامی که بوده٬یک ادارک پنهانی شبیه«الهام» در خود می یافت که از پس امروز فردایی هست که در آن روز٬«عدالت مطلقه» حکمفرما و هر کسی به جزای اعمال خود خواهد رسید. نهایت آنکه:اقوام غیر متمدن٬در اثر نداشتن رشد عقلی و قادر نبودن به تفکر صحیح٬زندگی بعد از مرگ را صد در صد مشابه زندگی این عالم پنداشته و خیال می کردند : همچنانکه آدمی در این عالم کشاورزی می کند٬صید می کند٬ با دشمن ستیزه و جنگ می کند٬و برای حفظ از سرما و گرما٬نیاز به لباس دارد و برای دفاع از دشمن٬محتاج به اسلحه و وسائل دفاع است٬ و برای تامین آبرو و ابراز شخصیت به مهمانی کردن از دیگران و داشتن پیش خدمت و نوکر احتیاج دارد........ در عالم پس از مرگ نیز به این گونه امور نیاز دارند و لذا با مردگان ٬غذا٬اسلحه٬نوکر٬لباسهای فاخر٬جواهرات و نظایر اینها دفن می کردند و معتقد بودند که مردگان به این چیزها احتیاج دارند: ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 0:19  توسط صادق و خواهری
|
طريق عشق
ازوقتي خداوند بشررا آفريد ارتباطش باخلق شروع شد . اوخالق گشت ومامخلوق . ازوقتي رزق داد ، او رازق گشت وما مرزوق .وازوقتي كه ما راهدايت فرمود ، اوهادي شد وما مهدي . وازوقتي اورا پرستش كرديم ، ماعابد شديم او معبود . وازوقتي دوستش داشتيم ، اومعشوق شد وما عاشق. وازوقتي كه درطلبش برآمديم ما طالب شديم واومطلوب . در حديثي قدسي آمده كه خداوند فرمود : "هركه مراطلب كند خواهديافت وهركه مرا يافت عاشقم مي گردد وهركس عاشقم شد عاشقش مي شوم وهركه من عاشقش گردم عاقبت اورا شهيد مي كنم وهركه راشهيد كنم خودم خونبهاي او مي شوم. "
رسيدن به عشق
براي رسيدن به عشق چند نكته قابل توجه است : 1- رعايت تقوا ومتابعت ازرسول خدا(ص) 2- مطالعه حالات عاشقان خدا 3- مجالست با عاشقان حضرت حق 4- توسل به ائمه اطهارعليهم السلام 5- مناجات محبين ومريدين رابا توجه خواندن 6- تشكرازنعمت هاي الهي ومخصوصا نعمت هاي معنوي
دل چيست ؟
واژه دل چيست و واژه هايي كه ازتركيب آن بدست مي آيد چيست وبه چه معناست ؟ پاسخ به اين سوال خيلي آسان نيست .
ارجمند ترين وگرانقدر ترين وشريف ترين گوهري كه دست تواناي آفرينش به ما داده است دل است . كه غالبا اين گوهر را نمي شناسيم ومورد غفلت قرارداده ايم اگركسي بتواند حاكم دل خود بشود ودل خود رابكاربگيرد يك موجود عرش پيما وآسمان سيرخواهد بود عليرغم اينكه جسم او اينجاست ازطريق دل درعالم سير وسلوك سفرخواهد كرد . عارفان معتقدند كه ما يك بعد وجودي داريم ( دل ) كه با آن بسياري ازحقايق رامي توانيم صيد كنيم علومي كه بادليل عقل بدست نمي آيد ازراه دل مي توانيم دريافت كنيم وازآن بهره مند شويم وحقايق راازطريق دل مشاهده كنيم وتوانايي آن را داريم وحتي كساني كه احساس آلودگي به گناه دارند وصادقانه واردعرفان شوند مي توانند ازبزرگان وبرجستگا ن عرفان شوند وبه عالم معنويات وعرفان كشيده شوند كه فقط نيازاست ازخواب غفلت بيدار شوند عرفا اولين مرحله را" يقضه" مي دانند يعني بيداري اولين منزل است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 20:44  توسط صادق و خواهری
|
شبى امام على، عليه السّلام، از مسجد كوفه خارج شد و به سوى خانه مىرفت و كميل نيز با آن حضرت بود. در راه به در خانهاى رسيدند كه صداى تلاوت قرآن از آنجا به گوش مىرسيد و صاحب آن خانه، اين آيه را با سوز و گداز مخصوصى، خواند : - پ3. سوره زمر، آيه 9. - آيا كسى كه شب را به اطاعت خدا به سجود و قيام پرداخته و از عذاب آخرت، ترسان و به رحمت الهى اميدوار باشد { آيا كسى كه شب و روز به كفران و عصيان مشغول است يكسان خواهد بود؟} نواى دل نواز و آهنگ حزين آن شخص ناشناس، چنان بود كه كميل را سخت تحت تأثير قرار داد و مجذوب خود ساخت و دلداده و فريفته آن شخص، گرديد. وليكن چيزى نگفت و از اين نشاط و جذبه باطنى خود، سخنى به ميان نياورد. امام اميرالمؤمنين، عليه السّلام، با علم خدادادى و بينش آسمانى، درك كرد كه قلب كميل، دلباخته آن شخص، گرديده است. فرمود :
كميل از اين مكاشفه و آگاهى و اين كه آن قارى پرسوز و گداز را اهل دوزخ خواند، سخت در شگفت شد. اين ماجرا گذشت تا قائله خوارج پيش آمد. آنان كه قرآن را به دقت - مطابق ضبط الفاظ و عبارات بدون كم و زياد - حفظ كرده بودند، روبروى امام خود ايستادند و مبارزه كردند و امام هم به اجبار با آنان جنگيد. در همين وقايع بود كه امام، در ميدان ايستاده و شمشير خونين در دست داشت و قطره قطره خون از آن مىچكيد و سرهاى آن تبهكاران، حلقهوار روى زمين قرار داده شده و كميل روبروى امام ايستاده بود. حضرت با سر شمشير خود، به سرى از اين سرها اشاره كرد و فرمود : - أمن هوقانت آناء الليل. اشاره به اين كه اى كميل، يادت هست شبى كه با من بودى و صداى تلاوت قرآن از خانهاى بلند بود و صاحبخانه، اين آيه را مىخواند؟ اينك اين همان شخص است كه در آن وقت شب با آن حال و شور، اين آيه را قرائت مىكرد و تو را مجذوب خود ساخته بود. - پ1. سفينة البحار، جلد 2، صفحه 496. -
+ نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 16:25  توسط صادق و خواهری
|
سلام
دلم می خواست تحقیقات خودم را در مورد نوروز مطرح کنم اما مسافرتهای متعدد و پشت سر هم وقت را از من گرفته است و توان نوشتن مطالب بر روی وب را ندارم لذا از یکی از سایتهای معتبر مطلب زیر را که مطلبی عمیق در مورد نوروز است را برایتان می گذارم. لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 7 فروردین1388ساعت 23:31  توسط صادق و خواهری
|
جلوه های زیبا از شهر عشق و هنر و عرفان شیراز واژه «عيد» در اصل از فعل عاد (عود) يعود است و براى آن معانى مختلفى گفته اند: از جمله «خوى گرفته»، «روزفراهم آمدن قوم» و «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلتمند يا حادثه بزرگى باشد.» واژه عيد در قرآن
امام كاظم(ع) و جلوس عيد نوروز در بحارالانوار روايت ذيل آمده است: «ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (ع) بالجلوس للتهنيه فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه...». [11] منصور دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد كرد عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم نوروز را به او تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد... و امام(ع) با اكراه پذيرفت. بنابراين عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى كه با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درميان ايرانيان باقى مانده است. نوروز از نظر دانشوران اسلامى سيدبن طاووس (يكى از دانشمندان بزرگ شيعه است.) كه در باره نوروز مى نويسد: هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى در مثل چنين روزى است، شايسته است اين روز به عنوان روز عيد و شادى تلقى گردد. ابن فهد حلى در اين زمينه مى نويسد: «يوم النيروز، يوم جليل القدر»، نوروز، روزى گرانمايه و با منزلت است. حضرت امام(ره) به مناسبت عيد نوروز هرسال پيامى داشت و در ديوان شعرش، ابياتى ويژه درباره عيد نوروز سروده است كه در پى خواهد آمد. و مقام معظم رهبرى در پيام نوروزى سال 1369 شمسى فرمودند: «تحويل سال جديد شمسى كه مصادف با نوعى تحول در عالم طبيعت مى باشد، فرصتى است براى اين كه انسان به تحول درونى و به اصلاح امور روحى، معنوى و مادى خود بپردازد، ايجاد تحول كار خداست... اما ما موظفيم كه براى اين تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام كرده وهمت و تلاش به عمل آوريم.» سنت هاى نوروزى يكى از سنت هاى حسنه و با ارزش عيد نوروز كه تا روز سيزده رايج است، ديد و بازديدها است كه ميان فاميل، دوستان انجام مى گيرد و در كتب روايى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در اين باره به اولويت هايى توجه داشت: 1. ديدار از خانواده شهدا و جانبازان. 2. ديدار از بستگان نزديك. 3. ديدار از دوستان. 4. عيدى دادن مخصوصا به نونهالان. 5. آشتى دادن برادران وخواهران دينى و رفع كدورت از بين آنها.
+ نوشته شده در دوشنبه 3 فروردین1388ساعت 1:5  توسط صادق و خواهری
|
|
|