|
«ام تحسب ان اكثرهم يسمعون او يعقلون ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا» سوره فرقان آيه 44 «آيا گمان مي بري اكثرآنها مي شنوند يا مي فهمند آنها فقط همچون چهارپايانند بلكه گمراه تر » با مطرح كردن اين ايه در قران كريم به نظر شما چرا خداوند كافران "انسانهايي كه تابع هواي نفس هستند" را به چهارپايان وحتي بدترو پست ترازانان توصيف مي كند با كمي تفكر وتعقل لطفا نظرات زيباي خودتون را برامون بذاريد تا به يك جمع بندي درست در جهت شناخت مقام والاي انسان برسيم. متشكرم ومنتظرم ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 20:26  توسط صادق و خواهری
|
خواب بودم خواب دیدم مرده ام
تا میان گور رفتم،دل گرفت
روی من خروارها از خاک بود
بالش زیر سرم از سنگ بود
هر که آمد پیش،حرفی راند و رفت
خسته بودم هیچ کس یارم نشد
نه رفیقی،نه شفیقی،نه کسی
ناله می کردم ولیکن بی جواب
آمدند از راه نزدم دو ملک
یک ملک گفتا:بگو دین تو چیست؟
گرچه پرسشها به ظاهر ساده بود
هر چه کردم سعی تا گویم جواب
از سکوتم آن دو گشته خشمگین
قبر من پر گشته بود از نار و دود
ای گنهکار سیه دل،بسته پر
گوئیا لبها به هم چسبیده بود
نامهای خوبشان از یاد رفت
چهره ام از شرم می شد سرخ وزرد
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای زشت من بسیار بود
هرچه می کردم به اعمالم نگاه
چاره ای جر لب فرو بستن نبود
عمق جانم از حرارت آب شد
چون ملائک ناامید از من شدند
عمر خود را ای جوان کردی تباه
ما که ماموران حق داوریم
دیگر آنجا غذرخواهی دیر بود
نا امید از هر کجا و دل فکار
ناگهان الطاف حق آغاز شد
مردی آمد از تبار آسمان
صورتش خورشید بود و غرق نور
لب که نه،سرچشمه آب حیات
بر سر خود شال سبزی بسته بود
کی به زیبایی او گل می رسید؟
دو ملک سر را به زیر انداختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه:
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
گشتم از خود بیخود از بوی حسین
گفت:آزادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
مادرش او را به عشقم زاده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد
بارها بر من محبت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است
اسم من راز و نیازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید
بهر عباسم به تن کرده کفن
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
تا به دنیا بوده از من دم زده
قلب او از حب ما لبریز بود
با ادب در مجلس ما می نشست
حرمت ما را به دنیا پاس داشت
اشک او با نام من می شد روان
بارها لعن امیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم
هرچه باشد او برایم بنده است
در مرامم نیست او تنها شود
کشته اشکم،شفیع امتم
گرچه در ظاهر گنهکار است و بد
سختی جان کندن و هول جواب
در قیامت عطر و بویش می دهم
بلکه بالاتر به روز سرنوشت
آری آری هر که پا بست من است
ناگهان بیدار گردیدم ز خواب
دارم اربابی به این خوبی ولی
من که قلبم جایگاه عشق اوست
من که گریم بهر او شام و پگاه
من که گوشم روضه او را شنید
چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
شیعه بودن کی شود با ادعا
پا بنه در وادی عشق و جنون
حب دنیا معصیت افزون کند
باش در شادی و غم عبد خدا
قلب مولا را مرنجان ای جوان
+ نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 12:21  توسط صادق و خواهری
|
امام صادق علیه السلام می فرماید:
"هرکس لذت خنکی محبت ما را در قلبش احساس کند٬ به مادرش بسیار دعا کند که به پدرش خیانت نکرده است." (بشاره المصطفی ص۳۱) حتما بنویس که با خوندن این حدیث اولین سوالی که به ذهنت می رسه چیه؟
+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 14:13  توسط صادق و خواهری
|
حدیثی از امام صادق علیه السلام : کسي که باکي ندارد از آنچه مي گويد (از ناروا و خلاف) و درباره او هرچه بگوبند نيز باکي نداشته باشد پس او شرک الشيطان است يعني شيطان در انعقاد نطفه او شريک بوده است .وکسي که باک نداشته باشد از اينکه مردم او را بدو گناهکار ببينند،پس او شرک شيطان است.وکسي که غيبت وبدگويي از برادر ايماني خود کند در حاليکه بين ايشان هيچ ظلم وستمي روا نشده باشد؛پس او شرک شيطان است وکسي که خرسند ومشتاق و خوشنود بارتکاب حرام باشد وزنا را دوست داشته باشد وبانجام آن حريص باشد پس او شرک شيطان است. حالا اگر حساس شدی روی این مطلب ادامه را حتما بخون ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 23:52  توسط صادق و خواهری
|
بدایت خلقت آدم
قسمت سوم همچنين چهل هزار سال قالب آدم ميان مكه وطايف افتاده بود ، وهرلحظه از خزاين مكنون غيب گوهري ديگر لطيف وجوهري ديگر شريف در نهاد او تعبيه ميكردند ، تا هرچ از نفايس خزاين غيب بود جمله درآب وگل آدم دفين كردند . چون نوبت به دل رسيد گل دل را از ملاط بهشت بياوردند وبآب حيات ابدي بسرشتند وبآفتاب سيصد وشصت نظر بپروردند . اين لطيفه بشنو كه عدد سيصد وشصت از كجا بود؟ ازآنجا كه چهل هزار سال بود تا آن گل در تخمير بود . چهل هزار اربعين باشد ، بهرهزار اربعين كه برميآورد مستحق يك نظر ميشد ، چون سيصد وشصت هزار اربعين برآورد مستحق سيصد وشصت نظر گشت . يك نظراز دوست وصد هزار سعادت منتظرم تا كه وقت آن نظر آيد چون كاردل باين كمال رسيد ، گوهري بود در خزانه غيب كه آن را ازنظرخازنان پنهان داشته بود وخزانه داري آن بخداوندي خويش كرده ، فرمود كه آن راهيچ خزانه لايق نيست الا حضرت ما ، يا دل آدم . آن چه بود ؟ گوهر محبت بود كه در صدف امانت معرفت تعبيه كرده بودند ، وبرملك وملكوت عرضه داشته ، هيچكس استحقاق خزانگي وخزانه داري آن گوهر نيافته ، خزانگي آنرا دل آدم لايق بود كه به آفتاب نظر پرورده بود ، وبخزانه داري آن جان آدم شايسته بود كه چندين هزار سال از پرتو نور صفات جلال احديت پرورش يافته بود . با آن نگار كار من آن روز اوفتاد كادم ميان مكه وطايف فتاده بود ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 20:40  توسط صادق و خواهری
|
هنگامی که در سال 1993، معاهده صلح بین سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل به امضا رسید، نام محمود عباس، بیش از هر زمان دیگری در خاورمیانه بر سر زبانها افتاد. از این دوران به بعد، او به «معمار صلح» بین ساف و اسرائیل و «مرد شماره دو» فلسطین شهرت یافت. محمود عباس که نام کامل او «محمود عباس میرزا»ست، اکنون در رأس دولت خودگردان قرار دارد و از بذری که در سال 1993 کاشته است، حفاظت میکند. اصولا اگر بخواهیم سیاستهای او یا حتی شخص وی را بشناسیم، چارهای نداریم تا به گذشته برگردیم و نام و جایگاه «محمود عباس میرزا» را در تاریخ جستجو کنیم و بیتردید درخواهیم یافت که وی از چهرههای بسیار مهم و جنجالی تاریخ معاصر خاورمیانه است. حتما ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت 16:41  توسط صادق و خواهری
|
لطفا این پست را تا آخر بخونید ضرر نمیکنید
متشکرم مقدمه : اعتقاد به ظهور يك مصلح جهاني ، اعتقادي است كه تمام اديان به ويژه دين مبين اسلام به آن بشارت داده اند . ما مسلمانان نيز درانتظار شخص بزرگواري به نام حضرت محمد بن الحسن العسكري ( عج) هستيم كه به دست تواناي وي بساط ظلم وتبه كاري از روي رمين برچيده وحكومت حقه ي الهيه برقراروسرانجام صلح جهاني بر پهنه گيتي گسترده خواهد شد آن حضرت به عنوان حجت خدا و واسطه فيض الهي در ميان مخلوقات بسر مي برند تا فرمان ظهورايشان ازجانب خداوند صادر گردد . در قرآن مجيد واحاديث منقول از حضرت محمد (ص) وائمه اطهار (ع) به خصوصيات حضرت مهدي (عج) وغيبت وقيام عدالت گستر ايشان به طور مبسوط پرداخته شده است . مدعيان دروغين : ....................ادامه مطلب ..........؟؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 23:16  توسط صادق و خواهری
|
خداوند متعال مى فرمايد: ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 17:2  توسط صادق و خواهری
|
منشاء گرايش به دين چيست؟ ۱_ ترس 2_ جهل 3_ عقل وفطرت
نقد نظريه ترس وجهل ۱_ در حد نظر است و هيچ دليل عقلي ونقلي براي آن ثبت نشده است 2_ تاريخ گواهي مي دهد تمام رهبران الهي وديني شجاع بودند 3_ خيلي از دانشمندان معروف در طول تاريخ دين داشتند 4_ خيلي از انسان هاي بي دين در جامعه امروز هم ترسو و هم جاهلند
نظريه درست : 1 _ عقل : عقل حكم مي كند هر پديده اي پديد آورنده اي دارد 2_ فطرت : فطرت انسان از نور است واز روح الهي خلق شده و خداپرست است
بازگشت به فطرت در دوران هاي رنسانس اول ودوم انسان به همه چيزها رسيده بود وبه همه يكي يكي از تكنولوژي ها مغرور شد و الان همه آنها به مرور از بين مي رود و درمقابل همه بدبختي ها زانو مي زند وبه دنبال يك منجي مي گردد كه او را نجات بدهد .بشر وقتي كه تمام راهها را طي مي كند ودستش كوتاه مي شود از همه راه هاي نجات به دنبال خدا مي گردد وبازگشت به فطرت مقدمه اش همان ظهور است
علت ونشانه هاي ظهور 1_ به آخر رسيدن نمونه هاي ظلم و گناه وفساد و فحشاء درجهان 2_ روي آوردن تدريجي وتصاعدي مردم جهان به اسلام 3_ ظاهر شدن فرقه هاي نو ظهور ونو معنويت گرا در جهان از طرف استعمار درسهای اصول عقاید نوشته : علی شیروانی
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 18:25  توسط صادق و خواهری
|
"برکت" در أصل "بَرْك" به معنی سينه شتر میباشد، یعنی شتر سينه خود را به زمين زد، سپس اين كلمه به معنى دوام و رشد آمده و بركت در إصطلاح يعنى استقرار خير از سوی خداوند، در يك چيز.[1]
ارتباط معنای لغوی با إصطلاحی چون سینه در هنگام نشستن و برخاستن شتر مقدم بربقیۀ اعضاء است و اینکه شتر مهمترین راه کسب روزی در بین اعراب است، به عنوان مصداق روشنی از خیر میباشد[2] و لذا در مورد هر نعمتی که با دوام باشد استعمال شده است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 15:51  توسط صادق و خواهری
|
" اي خداي بزرگ ، اي آنکه نمونه ي بزرگي چون حسين عليه السلام را به جهان عرضه کرده اي، اي آنکه براي اتمام حجت به کافران وجودت... سياهي ها و تباهي ها را به آتش وجود حسين ها روشن نموده اي، اي آنکه راه پرافتخار شهادت را، براي آخرين راه حل انسانها باز کرده اي، اي خدا، اي معشوق من، اي ايده آل آرزوهاي مردم عارف، به من توفيق ده تا مثل مخلصان و شيفتگان ، در راهت بسوزم و ازين خاکستر مادي آزاد گردم. اي حسين عليه السلام، من براي زنده ماندن تلاش نمي کنم و از مرگ نمي هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قداست انقلاب بازيچه دست سياستمداران و تجار ماده پرست شده است. قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادي خود را به هيچ چيز حتي به حيات خود نمي فروشم. خدايا ابراهيم را گفتي که عزيز ترين فرزندش را قرباني کند، و او اسماعيل را مهياي قرباني کرد... هنگامي که پدر کارد را به گلوي فرزندش نزديک مي کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهيم آزمايش خود را داد، ولي اسماعيل هنوز به آن درجه تکامل نرسيده بود که قرباني شود، زمان زيادي گذشت تا قرباني کاملي که عزيزترين فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قرباني شدن رسيد، و در همان راه خدا قرباني شد و او حسين بود. خدايا تو به من دستور دادي که در راه تو قرباني شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوي قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو مي خواستي که اين قرباني هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزيزترين کسانم را به قرباني پذيرفتي... و مرا در آتش اشتياق منتظر گذاشتي..."
+ نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت 19:49  توسط صادق و خواهری
|
|
|