|
دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت به سپاس و حمد خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت: ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 22:45  توسط صادق و خواهری
|
سلام .اسم صفحاتي كه مربوط به دعاهاي صحيفه سجاديه هست رو ميخوام به زبان عاميانه خودم بذارم:دلدادگي هاي سجاديه
اما مقدمه را از زبان شهيد بزرگوار آيت الله سيد محمدباقر صدر رحمت الله عليه مي آورم و ان شاء الله سعي ميكنم در اين صفحاتي كه مربوط به اين موضوع ميشود هر هفته به يك دعا بپردازم. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 2:52  توسط صادق و خواهری
|
سلام
دیروز که تولد امام چهارم بود طرفای شب یه مشکل خیلی عجیب و غریب برام اتفاق افتاد که واقعا ناامید بودم. با امام سجاد عهد کردم که اگر مشکلم حل بشه برم سراغ صحیفه سجادیه و شروع کنم هفته ای یکی دو روز از مطالب این کتاب عظیم صحبت کنم. اتفاقا صحبتهای رهبری که این کتاب را عاشقانه٬عارفانه و عاقلانه معرفی کردن انگیزمو بیشتر کرد حالا میخوام این تصمیمو عملی کنم و شروع به مطرح کردن دعاهای شریف این کتاب و اگر بشه توضیحاتی در مورد آنها بکنم. تا خدا چه خواهد!
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 20:26  توسط صادق و خواهری
|
با نگاهى به منافع حيوانات و عملكرد بعضى انسانها، تشبيه «اولئك كالانعام بل هم اضلّ» را حقّ و منطقى مىيابيم؛گرانترين لباس انسان، ابريشم، از حيوانات است. مهمترين غذاى انسان، شير و عسل و گوشت و ماست، از حيوانات است. حيوانات وسيله باركشى و شخم زدن و منبع درآمد و اشتغال هستند. بعضى گزارشگر انبيا مىشوند؛ هدهد گزارش انحراف مردم سبأ را نزد حضرت سليمان آورد. بعضى محافظ انبيا مىشوند؛ تار عنكبوت پيامبر اسلام را در غار حفظ كرد. حيوانات قابل تربيت و آموزش هستند و لذا شكار سگى كه آموزش ديده حلال است. حتى حيوانات آزار دهنده مثل مار، تنها كسانى را مىگزند كه به آنها نزديك شده باشند. با توجّه به مطالب فوق، آيا انسانهايى كه از دور مردم آزارى مىكنند و مناطق دور دست را بمباران و موشكباران مىكنند، از مار بدتر نيستند؟ افرادى كه شبانه روز براى مردم حيله و خدعه مىكنند و به خاطر رسيدن به هوسهاى بى انتهاى خود نسل انسان را به تباهى مىكشند، از حيوانات بدتر نيستند؟ آدمهايى كه يك تنه صدها پرونده جرم و جنايت دارند، از درّندهترين حيوانات پستتر نيستند؟
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 4:53  توسط صادق و خواهری
|
ـ دفع شرور و آفات و فزوني بركات: «آن خانهاي كه قرآن در آن خوانده ميشود و خداوند عزيز و جليل در آن ياد ميشود،بركتش فراوان ميگردد و فرشتهها در آن حضور مييابند و اهريمنان آن را ترك ميكنند و خانه به اهل آسمان روشني ميبخشد همانگونه كه ستارهها براي اهل زمين روشنيميبخشند و بيترديد آن خانهاي كه قرآن در آن خوانده نميشود و خداوند عزيز و جليل در آن ياد نميشود، بركتش كم ميشود و فرشتهها آن را ترك ميكنند و اهريمنان در آن حضور مييابند» (ب 16 ح1،2،6ـ امام صادق و اميرالمؤمنين عليهما السلام) ـ دفع عذاب: «خداوند قصد عذاب همه اهل زمين را مينمايد تا آنجا كه احدي را مستثني نميگرداند، وقتي كه به گناهان عمل ميكنند و آلودگيها را مرتكب ميشوند. پس وقتي به پيرمردان مينگرد كه به سوي مساجد براي نماز قدم برميدارند و كودكان را ميبيند كه قرآن را فرا ميگيرند برايشان رحمت آورده، آنرا (عذاب را) از ايشان به تأخير مياندازد» (ب 7، ح2)
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 14:29  توسط صادق و خواهری
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بار خدایا کسی به پایان شکر و سپاس تو نمی رسد مگر اینکه از احسان و نیکی تو چیزی بر او فراهم می آید که او را به شکری دیگر وادار میکند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 3:27  توسط صادق و خواهری
|
السلام علیک یا علی بن الحسین زین العابدین و قره عین الناظرین یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیه عند الله اشفع لنا عند الله
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 1:0  توسط صادق و خواهری
|
سلام
پست قبلي رو كه گذاشتم باورم نميشد كه يك دوست با ذوق بخواهد يك سخنراني بسيار زيبا و با محتوا كه با روح حديثي كه در اون پست بود بسيار سازگار است را در ۲۶ نظر برام بنويسد ديدم اگر بخواهم ازش تشكر كنم فايده نداره كه فقط برم تو وبلاگش(يا صاحب الزمان در قسمت پيوندها) و ازش تشكر كنم گفتم كه يه پست جديد بذارم و رسما ازش تشكر كنم. علي جان! روح تلاوت قرآن طبق آن حديث كه در پست قبلي هست جريان تدبر در قرآن است كه در ادامه حديث امام صادق اشاره مي كنند كه اين معنايي كه من از تلاوت كردم همان معناي آيه اي است كه مردم را به تدبر در قرآن تشويق مي كند(ص/۲۹) علي جان!قصدم اين است كه اين جريان تدبر در قرآن را باز كنم كه به روح آيات در حد وسع علمي و عملي و روحي مان بتوانيم دست پيدا كنيم. حرف بسيار است از اينكه چرا ما مسلمانان نتوانستيم از قرآن بعنوان كتاب زندگي و يا بقول استاد قرائتي دفترچه راهنماي زندگي استفاده كنيم و اينگونه عقب مانديم. اين كار تو مرا بيشتر تشويق به ادامه راه كرد. از باب اين كه شكر مخلوق شكر خالق را بهمراه دارد دعاي قرآني زير را اول براي تو و بعد براي همه مي نويسم:
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 20:53  توسط صادق و خواهری
|
«الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون به»(بقره/۱۲۱) «کسانی که قرآن را به آنها داده ایم٬در حالیکه حق تلاوت آنرا به جا می آورند٬آنها هستند که مومنین واقعی به قرآن هستند.» در حدیثی از امام صادق در تفسیر این آیه میخوانیم که ایشان منظور از حق تلاوت قرآن را اینگونه معنا کرده اند:
در ادامه امام صادق می فرمایند: به خدا قسم منظور فقط حفظ کردن آیات و خواندن حروف نیست٬مردم حروف قرآن را حفظ کردند ولی حدودش را ضایع ساختند.منظور این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند.
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 12:32  توسط صادق و خواهری
|
بي مقدمه:
شب ساعت دوازده با لباس مبدل محلي با يك موتوري از بچه هاي روستا رفتيم به روستاشون كه يك سري بهشون بزنيم آخه خيلي منتظرم بودن تو اون چند روز كه براي امور تبليغي رفته بودم نشده بود بهشون سر بزنم. وارد اتاق خشت و گلي كه شدم ديدم ۴ بچه مثل دسته گل كنار هم خوابيدن و اين زن و شوهر صبور ٬ كنار هم نشستند . مرد از درد سر و و تنگي نفس به خودش ميپيچه!هوام كه حدود ۵۰ درجه است و كولر ابيشون هم درست كار نميكنه. مرد از شب تا صبح بيداره و سرش رو به دست گرفته و زن اونو دلداري ميده و ازش پرستاري ميكنه! خدايا اينها عجيب خلائقي هستند.من اگر جاي آنها بودم فكر نكنم اينطوري صبر ميكردم. خدايا چه امتحاناتي از بنده هات ميگيري. به مرد ميگم چيكار برات بكنم؟ تو به گردن ما حق داري؟ ميگه من براي يكي ديگه كار كردم نه براي شما الان دارم امتحان صبر و استقامت و شكر پس ميدم ولي حاجي زن و بچه ام خيلي صبورن و اگر اونا كمكم نميكردن الان معلوم نبود كجا بودم. ديروز زنگ زد كه شوهرم و بردم دوباره بستري كردم ديگه حالش خيلي بده خون بالا مياره و دكترا گفتن ديگه شيميايي معده و دستگاه گوارش و اعصاب و خراب كرده و كاريش نميشه كرد٬دعامون كن! من كه غير از دعا كار ديگه اي بلد نيستم خدايا حميد بخاطر تو و حفظ دين تو به اين حال و روز افتاده به حق حضرت عباس قمر بني هاشم جانباز كربلا خونواده حميد و در اين شب عزيز درياب و به اونا صبر و اميد عطا كن! خدايا اينها همونايي هستند كه قران درباره اونا ميگه: صابرين كساني هستند كه زمانيكه مصيبتي به آنها برسد ميگويند ما از خداييم و به سوي او باز ميگرديم. خدايا به صبر و استقامت حضرت زينب زن حميد را صبر و استواري زينب وار عطا كن
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:30  توسط صادق و خواهری
|
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 22:50  توسط صادق و خواهری
|
قرآن مىفرمايد: «لِكَيلا تَأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم» (24) آن گونه باشيد كه اگر چيزى را از دست داديد، تأسّف نخوريد و اگر چيزى به شما دادند، شاد نشويد. راستى آيا مىشود انسان اينگونه متعادل باشد كه دادنها و گرفتنها در او اثرى نگذارد؟
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 14:11  توسط صادق و خواهری
|
خوبان همه قطره اند و دریاست حسین * مردم همه بنده اند و مولاست حسین ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش * از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 13:8  توسط صادق و خواهری
|
چه تقارن زيبايي است٬ ميدوني الان امام زمان (عج) دارن چي نجوا ميكنن؟
نميدونم ولي شايد دارن ميگن : اي جد بزرگوارم بزرگترين خواسته من از خداوند در اين روز بزرگ اينه كه شيعيان طوري عمل كنند كه شرايط ظهور من فراهم بشه و من بتونم از اين غربت٬ از اين انتظار سخت بيرون بيام و انتقام خون شما را بگيرم. در زيارت ناحيه اقا خطاب به جد بزرگوارشون ميفرمايند كه من روز و شب در عزاي تو خون گريه مي كنم. يا صاحب الزمان!اي ولي مطلق و اي سكاندار عرش الهي! در اين روز شريف و در اين ساعات عزيز٬ تنها چيزي كه از تو ميخواهم اينه كه به من توفيق سرباز بودن خودتون رو عنايت كني و من از كساني باشم كه در زمان ظهور در ركاب شما و در صف منتقمين خون جدتان قرار بگيرم.آمين چه نداي قشنگي و چه صداي دلنشيني! اين الطالب بدم المقتول بكربلا
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 5:32  توسط صادق و خواهری
|
رسول خدا ص می فرماید:
خانه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید و آنرا همچون گورستان قرار مدهید آنگونه که یهود و نصاری مرتکب شدند و در کنیسه ها و معابدشان نماز خواندند و خانه هاشان را معطل گذاشتند. چرا که خانه هرگاه در آن تلاوت قرآن زیاد شود٬ خیرش فراوان شده و اهلش به وسعت میرسند(وسعت مالی و روحی٬فضایی مملو از صمیمیت) و برای اهل آسمان روشنی می بخشد٬ آنگونه که ستارگان آسمان برای اهل دنیا روشنی می بخشند.
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 2:33  توسط صادق و خواهری
|
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد با جلوه سجاد٬ابوالفضل٬حسین یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 1:1  توسط صادق و خواهری
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 19:27  توسط صادق و خواهری
|
سلام امیدوارم از مطالب تدبر در قرآن خسته نشده باشی.
میدونی اگر کسی بخواد از قرآن بعنوان یک طبیب استفاده بکنه و به عبارت دیگه قرآن را وارد متن زندگیش بکنه لازمه اش چیه؟ لازمه طبابت یک طبیب٬عمل به دستورات اوست و این میسر نمیشه مگر با ایمان و اعتقاد قطعی به طبیب. من و قتی درخود بیماری و جهلی نبینم و درد و مرضی نشناسم٬نیازی به قرآن نخواهم داشت و رجوعم به قران بی معنا خواهد بود. دیدی یه موقعایی آدم از خوندن قرآن زده و خسته میشه! این بخاطر همینه که ما اولا درک نکردیم که مریضیم و احتیاج به درمان داریم و بعدش درک نکردیم که قرآن است که شفا بخش و درمانگر و طبیب قطعی ما است. تازه اگر خیال کنیم طبیبای دیگه هم میتونن برای ما کاری کننن باز هم نمیتونیم از طبابت قرآن استفاده کنیم. وقتی بدونی مریضی تو رو فقط یک دکتری در اصفهانه که میتونه درمان کنه نه دکترای تهران و شیراز ٬اونوقته که حتما به دستورای دکتر اصفهانیه گوش میدی و عمل می کنی ولی اگر بدونی چند تا دکتر هستند که میتونن درمانت کنن اونوقته که به حرف هیچکدوم درست عمل نمیکنی. خدا به همه ما درک قرآن و شفا بخشی و استفاده از این طبیب منحصر به فرد را عنایت بکند انشاء الله.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 13:52  توسط صادق و خواهری
|
از سرگذشت آدم نكاتي تربيتي مختلفي، استفاده ميشود كه به آنها اشاره ميكنيم: ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 0:59  توسط صادق و خواهری
|
در برخورد با قرآن تمام دستگاههاي ادراكي انسان، بهره مند مي شوند و هر يك رزق خاصي را بدست مي آورند از اين رو نظر كردن به قرآن و آياتش خود عبادت محسوب مي شود و تاثير فراواني در روشني و نورانيت چشم دارد. ابوذر مي گويد:از رسول خدا شنيدم كه پيوسته مي فرمود:نظر به علي بن ابي طالب(ع)عبادت است و نظر به پدر و مادر از روي دلسوزي و رحمت عبادت است و نظر در آيات قرآن عبادت است و نظر به كعبه عبادت است. امام صادق(ع) مي فرمايد:كسي كه قرآن را از رو بخواند از رزق چشمش بهره مند مي شود و بر عذاب پدر و مادرش تخفيف داده مي شود اگر چه آندو كافر باشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 14:32  توسط صادق و خواهری
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 3:45  توسط صادق و خواهری
|
سلام راجع به اون سوالي كه مگر ما بيماريم، ميخوام يه مثال بزنم شايد برامون راحتتر مساله حل بشه. شما وقتي يه وسيله برقي ميخري، توي كارتونش حتما يه دفترچه راهنما گذاشتن كه آقا اين كولر اين دگمه اش اينكارو مي كنه، اون قسمتش مربوط به فلان كاره،اگر اينطوري كه ما ميگيم ازش استفاده نكني زودتر از موعد انقضاش خراب ميشه و و و... حالا به خودت فكر كن،واقعا ميدوني از كجا اومدي،كجا ميخواي بري،چجوري بايد بري،چكار كني بهتهره،از كدوم راه بري راحتتر و كم دردسرتره،از خودت چجوري بايد استفاده كني؟،و و و ... من ميگم بيماري ما همين جهلمون به خودمونه. البته عقل و علوم هم سرجاشون بايد در موردش بحث كرد و رابطشون با وحي رو مورد كنكاش قرار داد. به نظر من قرآن دفترچه راهنماي ما انسانهاست كه قدم به قدم بايد طبق دستوراتش جلو بريم تا به مقصود برسيم. البته اين حرفا براي اوني خوبه كه براش مهم باشه كه چجوري بايد زندگي كنه،اوني كه بجز ظاهر اين زندگي و روزمرگي و صبح و شب كردن،به چيز ديگه اي فكر نميكنه اين حرفا بدردش نميخوره.
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 0:33  توسط صادق و خواهری
|
«من قرأ القرآن و هو شابّ مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه و
جعله الله مع السفره الكرام البرره و كان القرآن جحيزاً عنه يوم القيامه» (ب 6 ج 1)
«هر كه قرآن بخواند در حاليكه جواني است مؤمن، قرآن با گوشت و خونش عجين گشته
و خداوند او را با سفيران بزرگوار و نيكورفتارش قرار دهد و قرآن روز قيامت از او دفاع خواهد كرد.»
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 22:52  توسط صادق و خواهری
|
«استعاذه»(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) فرار از چنگ شیاطین و آثارشان و پناهنده شدن به خدا می باشد که نقش زدودن آلودگیها٬و ایجاد زمینه مناسب برای کسب ارزشها را بر عهده دارد.
بر اثر استعاذه٬فکر و دل از وسوسه ها پاک گشته و فارغ البال وارد حوزه ملکوت الهی می شود. «تسمیه»(بسم الله الرحمن الرحیم)شروع حرکت در ملکوت الهی می باشد که پس از مرحله استعاذه محقق می شود و انسان در دریای انوار الهی با عنایت و یاری خدا٬به سیر و سلوک پرداخته و نفس را تزکیه می کند. بنابراین استعاذه نقش تخریبی دارد٬تخریب بنیادهای شیطانی در فکر و دل انسان٬ و بسم الله نقش سازندگی دارد٬سازندگی نفس و اعمال و کسب ایمان٬ تقوی٬ و صبرو احسان و ... «ببندید درهای معصیت را با استعاذه و باز کنید درهای رحمت را با تسمیه»(میزان الحکمه ج۸ص۸۶)
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 3:10  توسط صادق و خواهری
|
«يا ايها الناس كلوا مما في الأرض حلالاً طيباً ولا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين» 168 بقره جملة «خطوات شيطان» گويا اشاره به يك مسأله دقيق تربيتي دارد و آن اينكه انحرافها تبهكاريها غالباً بطور تدريجي در انسان نفوذ ميكند نه بصورت دفعي و فوري، مثلاً براي آلوده شدن يك جوان به مواد مخدر و... مراحلي وجود دارد: نخست بصورت تماشاچي در يكي از اين احساسات شركت ميكند و انجام اين كار را ساده ميشمرد. گام دوم شركت تفريحي در؟؟ و با استفاده از اين مواد بصورت كم و بقصد اينكه در مدت كوتاهي ازآن صرفنظر كند. سرانجام گامهاي يكي پس از ديگري برداشته ميشود و شخص بصورت يك قمارباز حرفهاي و...درميآيد. وسوسههاي شيطان معمولاً بهمين صورت است، انسان را قدم به قدم و تدريجاً در پشت سر خود بسوي پرتگاه ميكشاند. ص572 ج1 تفسير نمونه نكته: در مورد كودك بايد سعي كرد كه اولين خطوه در او نفوذ نكند و اگر نفوذ كرد سريعاً جلوي آنرا گرفت.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 0:10  توسط صادق و خواهری
|
«و همواره از این قرآن آنچه را که مایه شفا و رحمت برای مومنین است نازل میکنیم.»(اسراء۸۲)
مگه من و تو بیماریم که قرآن برای شفا دادن ما نازل شده است؟
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 15:8  توسط صادق و خواهری
|
از نظر قرآن کریم شکر خداوند آثار و برکاتی دارد که یکی از آنها بر اساس این آیه شریفه زیاد شدن نعمت است:
«لئن شکرتم لازیدنکم»(ابراهیم ۷) نکته جالب در این آیه این است که برخلاف تصور خیلی از ماها که می گوییم : شکر نعمت٬نعمتت افزون کند این آیه می گوید اگر شکر کنی اول خودتو زیاد می کنم یعنی اول بزرگت می کنم ٬رشدت میدم٬ فکرتو وسعت میدم ٬روحتو وسعت میدم . بله نعمتت هم زیاد میشه مهم اینه که خودت هم رشد پیدا میکنی. خدایا ما را شاکر نعمتهات قرار بده و به ما نحوه شکرگذاری صحیح را نیز بیاموز٬ آمین.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 2:44  توسط صادق و خواهری
|
سلا به این حدیث زیبا توجه کنید:
امام صادق فرمود:پیامبر فرموده است: خوشا به حال کسی که در قیامت در نامه عملش زیر هر گناهش نوشته باشند: استغفر الله ربی و اتوب الیه
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 0:50  توسط صادق و خواهری
|
سلام یه موقعا یه آیه قرآن بقدری به دل آدم می شینه که دوست داره پرواز کنه! نگین دارم وبلاگمو کشکولش می کنما عیبی نداره بذار لذت این آیه رو تو هم ببری.
خداوند در ۶۰ سوره حج خودشو به عفو و بخشش ستوده ان الله لعفو غفور به پیامبرش هم دستور داده که لغزش مردم را عفو کنه فاعف عنهم و استغفر لهم(ال عمران ۱۵۹) بعدشم عفو و بخشش را یکی از اوصاف برجسته متقین قرار داده ...اعدت للمتقین الذین ینفقون فی السراء و الضراء والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس...(ال عمران ۱۳۴) یکی از خادمان امام سجاد ع به هنگام شستشوی سر و صورت آن حضرت٬ ظرف آب از دستش افتاد و سر امام را زخمی کرد.امام به او نگاهی کرد و او متوجه شد که امام ناراحت شده است. بلافاصله گفت« والکاظمین الغیظ» امام فرمود: من خشم خودم را فرو بردم. او دوباره گفت:«والعافین عن الناس» امام فرمود: خداوند تو را عفو کند. او گفت:«والله یحب المحسنین» امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی. یعنی میشه منم قرآن اینطور در زندگیم رسوخ کنه و این گونه راه جلو رفتن رو بهم یاد بده! نمی دونم خوشت اومد یا نه ولی من که خیلی صفا کردم ٬ بااجازه!
+ نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 18:3  توسط صادق و خواهری
|
بسم الله الرحمن الرحيم سلام ميخوام ديگه برم وارد اصل موضوع وبلاگم بشم. قطعا براي ما مسلمانها قرآن كريم اهميت فراواني و تقدس بسياري دارد.ما حاضر نمي شويم قرآن را در مكاني پايين تر از اشياء ديگر قرار دهيم و يا پاي خود را بسوي آن دراز كنيم و يا ... ولي آيا مقام فرآن در همين حدخلاصه مي شود؟ آيا هدف نزول قرآن اين بوده است كه هنگام قسم خوردن به آن تمسك جوييم و هنگام مرگ بر سر قبرها آنرا قرائت كنيم (البته با بدترين صدا!!!)؟ خوب است سراغ معلمين بزرگ قران برويم و كمي از شأن و مقام قران جويا شويم: 1- فضل القران علي سائر الكلام كفضل الله علي خلقه(بحار الانوار ج92 ص19) 2- ان كلام الباري سبحانه لا يشبه كلام الخلق كما لا يشبه افعاله افهالهم(بحار ج89 ص107) 3- فتجلي الله سبحانه في كتابه(نهج البلاغه خ147) در اين سه حديث عجيب كه الان ترجمه مضموني آنرا مطرح مي كنم دقت كن! مي گويد برتري خداوند بر مخلوقات چه مقدار است! او خالق است و اينها مخلوق كه اگر او نمي خواست اينها هم نبودند. برتري خداوند بر مخلوقات كاملا واضح است و نيازي به توضيح ندارد حال همين برتري را قرآن بر كتابها و سخنان و كلامهاي ديگر دارد. نكته دوم اينست كه آيا مي توان اعمال خالق را با اعمال مخلوقات مقايسه كرد؟! به همين اندازه هم نمي توان كلام خالق را با كلام مخلوق مقايسه كرد. نكته سوم هم اينكه خداوند چون بخاطر خصوصيات ذاتي خود مستقيما قابل برخورد و مشاهده و صحبت كردن نيست، قران را معرفي كرده است كه اگر مي خواهيد با من صحبت كنيد مرا مشاهده كنيد، به سوي قرآن برويد زيرا كه قران تجلي و بزرگترين نشانه من است. با اين توضيحات اگر ما با خداوند در حد قسم خوردن و احترامهاي ظاهري كار داريم ، قرآن را هم بايد سر تاقچه اطاق بگذاريم و اگر نه بايد... يه سوال: آيا مي توان از قران به عنوان دفترچه راهنماي انسان ياد كرد؟ نظرت چيه؟
+ نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 2:44  توسط صادق و خواهری
|
سلام گفتم كه امروز افتتاح وبلاگمه روز مبعثم هست چند تا از خصوصيات قرآن رو از زبون خود قرآن براتون بنويسم شايد برامون مفيد باشه انشاءالله 1- مايه هدايت مردم: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن براي هدايت مردم نازل شده است. بقره 185 2- مايه هدايت پرهيزگاران: «شك در قرآن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزگاران است.بقره 2 به نظر شما بين اين دو آيه چگونه مي توان جمع كرد(در قسمت نظرات ) 3-بيانگر همه چيز: «قرآن بيانگر همه چيز است.» نمل 89 4- جدا كننده حق از باطل: «زوال ناپذير و پر بركت است كسي كه فرقان(جدا كننده حق از باطل) را بر بنده اش نازل كرد» فرقان 1 5- بهترين سخن: « خداوند بهترين سخن را نازل كرده است.» زمر 23 6- مايه شفا و رحمت: «از قرآن انچه شفا و رحمت است براي مومنان نازل مي كنيم.» اسرا 82 7- مايه انذار: «اين قران بر من وحي شده تا شما و تمام كساني را كه اين قرآن به آنها مي رسد بيم دهم.» انعام 19 8- مايه بشارت: «هدايت و بشارت است براي مومنان» بقره 97 اميدوارم كه همه ما بتوانيم از نور قرآن استفاده بكنيم. با من مكاتبه كنيد
+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 14:34  توسط صادق و خواهری
|
سلام من میخواهم بدونم که چرا من و تو از قران فقط اسمشو بلدیم و چرا فقط سر قبرها میخونیمش؟ یعنی بدرد کار دیگه ای هم میخوره یا نه؟ نظرت چیه؟
+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 4:36  توسط صادق و خواهری
|
|
|