تبليغاتX
تدبر در قرآن
 

من از خدا خواستم ..............                    

من از خدا خواستم که پلیدی های من را بزداید

خدا گفت : نه

آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 17:32  توسط صادق و خواهری  | 

سلام

برای آگاهی از پاسخ سوالی که در پست قبلی مطرح شده است می توانید به آیات ۵۳ سوره احزاب و ۶۹ سوره هود و ۵۱ و۵۲سوره حجر مراجعه کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 16:54  توسط صادق و خواهری  | 

یک سوال و یک نکته قرآنی:

 

در کدام آیه از قرآن مجید در مورد آداب میهمانی  و میهمان رفتن توضیح داده شده است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 0:41  توسط صادق و خواهری  | 

اینجا خاک پاک ومقدس مدینه طیبه هست

 

             

هر جا که می خواهی قدم بگذاری باید بدونی که روزی پیامبر خدا پا گذاشته

اینجا جای پای ملائکه مقرب خداهست

هر جا که قدم می گذاری همون جا وحی نازل شده

با این اوصاف زانوها سست میشن قد م ها به لرزش می افتن

با خودت میگی !

خدایا  من روسیاه و گنهکار کجا اینجا کجا ؟

خجالت میکشی پاها رو تو این زمین مقدس بگذاری

اینجا چشما به هر طرف می چرخن تا نشانی از پیامبر خدا وائمه اطهار پیدا کنی

توی حرم پیامبر دلت میخاد باتمام وجود گریه کنی زیارت نامه بخونی

اما دریغ وافسوس !

اینجا بوی غربت میاد

همه از یک دین واحد، خدای واحد ، پیامبر واحد اما چه غربت غم آلودی؟

خدایا غربت یعنی چی ؟

غریب به کی میگن ؟

همیشه به ما گفتن آقامون امام هشتم (ع) غریبه ولی اینجا وقتی نمیذارن به زیارت قبر ائمه بقیع بری جرات خوندن زیارت شون رونداری تازه معنی غربت رو باتمام وجود احساس میکنی

 

    

وقتی بهت اجازه نمیدن نزدیک حرم پیامبرت بشی و حتی اجازه دل شکستن هم نداری

با چه عشق وامید دلت برای زیارت مادرت میلرزه

کی از مادر عزیزتر ؟

هرچی می گردی پیداش نمی کنی نمیدونی کجاس بازم دلت میشکنه

باچشمی اشک بار ودلی سوخته مدینه رو ترک میکنی

 

حرم امن الهی

قبله من کعبه من

               

 

برای دیدن دوباره لحظه شماری میکنی

خجالت میکشی

خدایا شرم دارم چشمم را به کعبه ات بندازم می ترسم

وارد حرم که میشی احساس میکنی یه موج عظیم از آرامش مطلق وارد قلبت میشه

ناخودآگاه سر رو به سجده میگذاری دنیا و همه موجوداتش ودرد سرها رو فراموش میکنی

حرکت میکنی وارد این دور گردون میشی

این دایره های متحدالمرکز که حول یک محور در حرکت اند

با یه گرداب روبرو میشی وعجیب تراین که این گرداب حرکتی به سمت بالا داره وبا افتادن تو میسرش به اوج آسمون کشیده میشی

آرام .....آرام...... و دایره وار به دورش می چرخی  اینجاست که روح آدم کم کم به آسمون پر میکشه میره تا به اون نقطه اوج برسه

 

   

آخرش تنها کاری که از دستت برمیاد بری روبروی درش ومقام حضرتش بایستی و نماز وحمد وثنائی وسر به خاک بگذاری وازش تشکر کنی

نمیدونی ازش چی بخواهی چون اصلا خودتو فراموش کردی

در ودیوار کعبه رو که میبینی فقط یکی میاد واحساسش میکنی دست خودت نیست وناخودآگاه میگی

 اللهم عجل لولیک الفرج ازخدا میخواهی نزدیک کنه زمانی رو که بیان وپشتشون رو به همین نقطه دیوار بزنند وحکومت خدا رو روی زمین اعلام کنن

اونجا همه یکی یکی میان جلو چشمات براشون دعا میکنی

                                       

میری نزدیک سر رو روی دیوار خانه اش میگذاری یه آرامش عجیب الهی توی تمام وجودت قرار میگیره وقتی صورت رو روی اون پرده زیبا قرارمیدی دیگه هیچی غیر خدا  وجود نداره با تمام وجود نفس میکشی تا اعماق وجود رو پرکنه مثل کودکی درآغوش مادر به آرامش میرسی که تاحالا هیچ جا ندیده بودی

آخ !!!!!!

روز وداع طواف وداع

خدایا مگه میشه دل کند

مثل بارون بهاراشک میریزی به خدا خیلی خیلی سخته 

به امید دیداری دوباره دل رو تسکین میدی وبا کوله باری از نور برمیگردی

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 11:40  توسط صادق و خواهری  | 

سلام بر شما و بر خواهر گرامی ام

زیارت قبول حجت مقبول و سعیت مشکور

می دونم که نه من و نه دوستان را فراموش نکردی

می بینی که تو این مدتی که نبودی من هم تعطیل بودم و نتونستم وبلاگ رو بروز کنم به شدت به همکاری و کمکت احتیاج دارم و می دونم و از نظرات خوانندگان می توان درک کرد که خیلی زود تونستی جا باز کنی.

خوشحالم که دین مبین ما می تونه علقه خواهر و برادری را بواسطه نزدیکی ایمانی با وجود فاصله های دور و با اینکه حتی یکبار هم صدای خواهرت را نشنوی و یا او را ببینی و تنها با ارسال یک حدیث یا آیه یا نکته قرانی بتونی با اون رابطه داشته باشی٬چنان دلها و روحها را به هم نزدیک بکنه که واقعا کسی نتونه حدس بزنه این خواهر و برادر شاید اسم هم را هم ندانند و شاید ...........

حتما یه موقعی در این رابطه توضیح میدهم  و می گویم که چگونه این خواهر را پیدا کردم و در این چند سال چگونه تونسته به من کمک کنه و من رو در سخت ترین شرایط همراهی کنه.

البته اینم بگم خدا پدر و مادر اونی که اس ام اس رو اختراع کرد (بعد از اختراع موبایل)بیامرزه حالا چرا دیگه خودتون بهتر می دونین که چرا !

و بازم خداپدر و مادر و اونی که به ما یاد داد در این دنیا مومنین برادرند و علقه برادری شاید تنها واسطه اش مبانی دینی است را هم بیامرزد!

بازم خواهرم حجت مقبول و سعیت مشکور!

منتظر مطلب بعدی هستیم هم من و هم بازدید کنندگان وبلاگ.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 0:41  توسط صادق و خواهری  | 
 

دوستای من و داداش سلام

خونه خدا جاتون خیلی خالی بود به یاد همه شما بودم و براتون هم خیلی دعا کردم

 انشا الله که حاجت روا باشید

در اولین فرصت در خدمتتون هستم

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 17:36  توسط صادق و خواهری  | 

منم سلام

 

با اجازه داداشم میخواستم باب گفت وگویی رو باز کنم درادامه بحث توکل وخلقت انسان به عنوان یک موجود مختاروبتونیم با هم به یک نتیجه کلی وازحاصل اون به مبحث جدیدتری برسیم .

حالا که به این مطلب پی بردیم که خداوند انسان رو موجودی صاحب اختیار خلق کرده ، پس باید توانایی این را داشته باشیم که از این طریق بتونیم راه درست وصحیح زندگی رو پیدا کنیم وبدونیم که برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب از زندگی مون باید به چه منابعی دست پیدا کنیم .

در بحث انسان شناسی به این مطلب می رسیم که انسانی که می خواهد هر قدمی را به گونه ای بردارد که در راه سعادت ابدی او واقع شود وبه کمال نهایی نزدیک شود باید چیزهایی را بداند .

- آیا این دانستنی ها صرفا از دو راه حس وعقل بدست می آید ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 20:26  توسط صادق و خواهری  | 
سلام

بدون مقدمه هدف ما از مطرح کردن بحث توکل و طول تفصیلات آن این بود که به یک سوال که شاید در طول زندگی ذهن خیلی از ماها رو بصورت مزمن به خودش مشغول کرده و خیلی مواقع هم سراغ جواب آن نمیریم و البته خیلی از حوادث زندگی را هم نمی تونیم تحلیل کنیم !!!

حالا این سوال چیه؟

رابطه اراده و اختیار ما با مقدرات الهی و آنچه که خداوند برای ما رقم زده است چیست؟

می دونیم که سه عامل در سعادت و شقاوت انسان تاثیر گذار هستند:

  1. ژن و عوامل ارثی
  2. عوامل محیطی
  3. اختیار و اراده

اگر انسانی دو عامل اول را بصورت غیر ارادی در اختیار نداشته باشد٬یعنی بطور مثال:

  • از لحاظ ژنی خصوصیاتی که از والدین به او می رسد٬خصوصیات مطلوبی نباشد و یا اینکه والدین در حین انعقاد نطفه نکات مخصوصی که تاثیر گذار در خیلی مسائل روحی و روانی و معنوی و حتی سلامت جسمی هستند را رعایت نکنند٬و یا این که کسی حرامزاده و ولد زنا باشد و یا ناقص الخلقه بدنیا بیاید٬یا پدر و مادر نامسلمان و یا از غیر مذهب حق داشت باشد٬
  • از لحاظ محیطی هم در محیطی غیر اخلاقی و غیر فرهنگی با والدینی بی اخلاق و بدون فرهنگ دینی و در جامعه ای آلوده...

چنین انسانی با شخص دیگری که هر دو عامل و یا حداقل یکی را داراست بخصوص عامل اول٬

این دو در حوزه اعمال و رفتار و در حوزه مسئولیت ها و در حوزه پاداش و جزا چه تفاوتی با هم دارند؟

در حالیکه می دانیم برای هر دو وجود یا عدم وجود این دو عامل غیر اختیاری بوده و به قول معروف و عوام پسندتقدیر الهی یا پیشونی نویس برای آنها بوده است.

پاسخ به این سوال و سوالاتی مربوط به این مساله برای ما تکلیف خیلی از امور و تحلیل خیلی از حوادث مهم زندگی را به دنبال خواهد داشت.

یعنی من و خواهری و تو با هم می تونیم به این سوال جواب بدیم و در دریای قرآن غواصی کنیم و بفهمیم خداوندی که بدون اذن و اراده او هیچ عمل و فکر و نیتی محقق نمی شود چگونه ما را مختار آفریده و در ازای این اختیار مسئولیت و پاداش و جزا برای ما در نظر گرفته است؟

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 17:4  توسط صادق و خواهری  | 

دیدگاه امیرالمومنین درباره توکل

 

در وصف عاشقان خدا

بار خدایا

تو برای عاشقانت بهترین مونسی ، وبرای کفایت مهم آنان که برتواعتماد نمایند از همه حاضرتری ، آنان را درباطنشان مشاهده می کنی ، وبه نهانهایشان آگاهی ، واندازه بیناییشان را میدانی .

بنا براین رازهایشان نزد تو معلوم است ، ودلهایشان به جانب تودرغم واندوه .

اگر تنهایی آنان را به وحشت اندازد یاد تو مونسشان شود ،

واگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جویند ، زیرا می دانند زمام همه امور به دست تو ، وسرچشمه تمام کارها در کف باکفایت فرمان توست .

                                                 نهج البلاغه ( 218)

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 9:35  توسط صادق و خواهری  | 
 

                  

                       تقدیم به شما عاشقان اهل بیت علیهم السلام

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 9:31  توسط صادق و خواهری  | 
یکی از بزرگان نقل می کرد که در هواپیما نشسته بودیم.هواپیما از تهران حرکت کرد که در پایتخت یکی از کشورهای عربی بنشیند.

یک وقت خلبان زنگ خطر را زد. مهماندار آمد و گفت وضع خیی خطرناک است و چرخهای هواپیما باز نمی شود.

رنگ از روی همه پرید. یک مقدار صبر کرد و دوباره آمد و گفت به تهران بی سیم زدیم و گفتند که می خواهید به تهران برگردید یا به کشور دیگر فرقی ندارد سوختتان تمام می شود.

رنگ از روی همه پرید و دیگر حال حرکت در کسی وجود ندارد اما من صاف نشسته بودم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 13:53  توسط صادق و خواهری  | 
 

     خدایا

 

     مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده ،

 

     تا حقایق وجودم را ببینم و

 

    جمال زیبای تورا مشاهده کنم.       

                                                      دکتر چمران

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 16:7  توسط صادق و خواهری  | 
 

تویی که خدا خیلی دوستت داره تو بگو من چکار کنم ؟

تو اون پست پایین گفتم غرور منو میگیره و جنبه ندارم هاااااااااااااااااااا

حالا من موندم شما یه راه حل کاربردی نشونم بده

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 12:3  توسط صادق و خواهری  | 

خوب توجه کن

 

اول بخون ، بعد، اگه شماهم غیر ازاین فکر میکنین بهترازاین رو بنویسید .

اگه یه وقت خدای نکرد مریض بشی زبونم لال مگه نمیری دکتر خیلی که خودت هنر کنی یه مسکن بخوری دیگه خودت که نمیتونی عمل جراحی رو انجام بدی خوب دیگه به دکترت اعتماد میکنی قبولش داری .

حالا اگه خیلی هنر کنی ازپس دگمه لباست بربیایی وخودت بدوزیش یا سوراخ جورابتو بدوزی دیگه پارچه کت وشلوارت ویا لباسی متری .... تومن رو که خودت قیچی نمیذاری توش ، میدیش به یه خیاط  ماهر .

حالا جرات داری کامپیوترتو باز کن بریزش بهم

خب تو که میدونی یکی هست که خالقت هست ساختت وبرات خیلی برنامه ها گذاشته از خودت بیشتر دوستت داره واز اون بالا بالاها روی عرشش تو رو نظاره میکنه واونقدر بهت نزدیکه که از تو اون اعماق قلبت خبر داره

حالا اگه یه جای کارت گیر داشته با شه یه مشکل برات پیش بیاد چکار میکنی ؟

آیا فکر نمیکنی که اون خالقت راهتو بهتر از خودت میبینه و صلاح کارتو بهتر از خودت میدونه  بهش اعتماد میکنی ؟

اون که دوستت داره و توهم اونو دوست داری

 تازه اگه بنا به فرض محال تواون دوست نداشته باشی ولی اون که مخلوقشو دوست داره و لطف وکرمش همیشگی هست چرا بهش اعتماد نمیکنی ؟

فکر میکنی غیر از اون به کی میتونی پناه ببری ؟

وقتی خوب به این مطالب فکر کردی وتعمق کردی میبینی چقدر دوستش داری بهش اعتماد داری

 بهش متوسل میشی ازش میخای که راه درست رو بهت نشون بده مشکلتو حل کنه

حالا چکار میکنی ؟

اوه خدای من نزدیک وقت نماز هست بیا باهم بریم سراغش ازش بخواهیم آره باید بریم

چشم ها رو میبندی با تمام وجودت بهش نزدیک میشی نه اون نزدیک هست نمیخاد دنبالش بگردی

دلت رو بسپار بهش هرچی میخای الان موقعش هست بگو خجالت نکش

قلبت داره میزنه اشکت داره در میاد

الان دیگه باید بهش توکل کنی وبگی

 

توکلت علی الله حسبنا الله نعم الوکیل نعم المولی ونعم النصیر

 

خدا جون میدونم دوستم داری دستم رو بگیر تو رو وکیل خودم میدونم مولای من تویی خدایا ناتوانم یاریم کن

حالا که خودتو سپردی بهش میگی

 

 وافوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

 

خدا جون همه کارم رو میسپارم به تویی که آکاه ترین هستی

حالا که توکل کردی اگه راه روبرات باز کرد،  ومشکلت حل شد، فکر نمکنی جای تشکر هم داره ؟

 

سبحان الله والحمد ولله ولا اله الا الله والله اکبر

 

حالا با اون همه زاری کردن اگه مصلحت ندونست چی ؟

اون خالقت که صلاح وتدبیر زندگیتو بهتر از خودت میدونه بابا من ( نوعی ) که خودم میدونم بی جنبه هستم ظرفیت این همه لطف وکرم وندارم تا بهم یه نظر کوچیک میکنه زود پررو میشم غرور منو میگیره ! ! !

 چرا اصرار میکنم ؟

اون هم باز م توکل به خودش بازم دستم رو میذارم تو دستش

 

عشق میکنی وقتی که دستتو میگیره

اینجوری ! 

 

            

               

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 19:48  توسط صادق و خواهری  | 
سلام بعد از مدتی غیبت اومدم یه سوال بکنم و برم

توکل یعنی چه؟

این که میگن در همه کار فقط به خدا توکل کن یعنی چی و

رابطه توکل با خواست و اراده و عمل ما چیه؟

اگر شما فهمیدین به من هم بگین؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 0:30  توسط صادق و خواهری  |